حنان جونحنان جون، تا این لحظه: 21 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره
وبلاگ ما(روچک)وبلاگ ما(روچک)، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

❀♥روچـــــــــک♥❀

زندگی جاریست.....

1393/8/20 8:56
نویسنده : *مامان فرزانه*
716 بازدید
اشتراک گذاری

http://niniweblog.com/upl/hannan_84_84/14156816925.jpg
 شب آرامی بود
 می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند، و مرا برد،  به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
!!!هیچ
زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
 زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.


                              
*  سهراب سپهری*
 

پسندها (2)

نظرات (4)

افسون
20 آبان 93 14:40
سلام گلم . وبلاگت خیلی قشنگه . خدا حفظش کنه گل پسرتون رو . ممنون که به من سر زدی .
*مامان فرزانه*
پاسخ
خواهش میکنم شما لطف دارین.مرسی که به اینجاسرزدی
مامان و بابا
20 آبان 93 17:19
میسی خاله جونمدوسیت دارم زیاااد[بوسه]
*مامان فرزانه*
پاسخ
خواهش میکنم عسیسم.بوووس
عمه حدیث
20 آبان 93 19:12
سیلام حنی جونم از اونجایی که من به اندازه کافی درس میخونم و سرم پره حوصله خوندن شعر ندارم فقط اومدم اعلام حضور کنم و حال واحوالی کرده باشم که نباشم جام خالیه واقعا گل پسرما. حنی جون فدایی داری جیگرعمه.......................................
*مامان فرزانه*
پاسخ
خواهش میکنم عمه جون.لطف کردی به ماسرزدی.ممننووووووووووووونم.
فروغ
20 آبان 93 21:00
سلام دوست گرامی وبلاگ زیبایی دارید خداوند پسره گلتونوزیره سایه پدرومادرش حفظ کنه شماره تماسم درپروفایلم ذکرشده اگرمدلی مدنظره تون هست میتونیدعنوان کنید یااینکه پیشم تشریف بیارید چون هم آموزش دارم هم سفارش میپذیرم ازاینکه بهم سرزدید واظهارلطف داشتین منمنونم چشاتون زیبا میبینه
*مامان فرزانه*
پاسخ
مرسی عزیزم.لطف کردی منو درجریان گذاشتی وقدم رو چشم ماگذاشتی